اولین 4 شنبه سوری و عید من ...
چقدر عجیب و غریبند این آدمها!!! از مدتها قبل همه منتظرش بودند و به تکاپو افتاده بودند...چی بخرم ؟ چی
بپوشم؟ الینا چی بپوشه؟ چی بخوریم؟ کجا بریم؟ وای کارام مونده خدا؟ و از این مقولات!
یهو دیدم یک روز حدودای ساعت 14:31 یک صدای عجیب و غریب بمب از حیاط همسایه آمد و همه پاشدن و
گفتن الینا سال نو مبارک! آیا آن همه تکاپو برای این بود؟ !!! اوف ف ف ف چقدر عجیبید آدمها! و البته مهربان
و دوست داشتنی.
سرخی تو از من ، زردی من از توووووو


به به آش رشته 4 شنبه سوری...بعد از آتش بازی در هوای سرد بسیار چسبید!

سفره هفت سین مختصر و مفید ما...

ژستم خوشگله؟؟؟

چرا نمیذارین من تمام وسایل سفره رو بریزم روی زمین و همه ظروف رو خرد کنم؟
دوست دارین جیغ بزنم؟؟؟ خوب میزنم!

و در اقدامی ضربتی ، سفره هفت سین به بالای شومینه منتقل شد و خیال من هم راحت !!

نوروز امسال با تمام نوروزهای عمرم متفاوت بود...خدایا شکرت که یک فرشته کوچولو نصیبمون کردی و من رو لایق مادر بودن ....خدایا هر کسی هر آرزویی داره به آرزوش برسه...آمین
سال نو همتون مبارک


اولین 4 شنبه سوری و عید من ...
